<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>کلبه ی شاعرانه</title>
<link>https://seidmostafarazavi.blogfa.com</link>
<description>POETRY HOVEL</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Tue, 11 Jun 2013 15:02:00 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>درد هجران</title>
<link>https://seidmostafarazavi.blogfa.com/post/16</link>
<description>باعرض سلام وخسته نباشید خدمت شاعران وشعردوستان عزیز؛درابتدا اعیاد شعبانیه را به همه ی شما عزیزان تبریک عرض میکنم وامیدوارم که ایام به کامتون باشه وروزهای زیبایی رادرپیش داشته باشید.بعداز یک ماه مرخصی در خدمت شما هستم با یک شعرجدید؛امیدوارم که مورد پسند شما عزیزان قرار بگیره: ((زاشک دیده خاک سینه شد گل بسوز درد هجران تو شد دل))*1 به دریای غمت غرق نیازم به فانوسی نشان ده راه ساحل تورا خواندم سر سجاده ی عشق اجابت کن مرا حلال مشکل دلم را معبد یاد تو کردم</description>
<pubDate>Tue, 11 Jun 2013 15:02:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>seidmostafarazavi</dc:creator>
<guid>seidmostafarazavi.blogfa.com/post/16</guid>
</item>
<item>
<title>مادر</title>
<link>https://seidmostafarazavi.blogfa.com/post/15</link>
<description>تو ای مادر که یک عمره دلت با غصه دم سازه صبوری های تو مادر منو به گریه میندازه مثل یک طفل خواب الود من محتاج اغوشم از اون لالاییهات مادر بخون بازم توی گوشم برای سرنوشت من تو دلواپس ترین بودی برای اشک های من همیشه استین بودی تو ای همیشه غم خوارم تو ای محرم ترین یارم به نام نامی مادر همیشه دوستت دارم نوازش کن مرامادرکه فرند تو غمگینه کی میخواد بعد از این تو قلب من جای تو بنشینه گل من روزگار روزی تو رو از شاخه میچیه در اغوشم بگیر مادر که رسم روزگار اینه متن</description>
<pubDate>Thu, 02 May 2013 12:54:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>seidmostafarazavi</dc:creator>
<guid>seidmostafarazavi.blogfa.com/post/15</guid>
</item>
<item>
<title>گنج عشق</title>
<link>https://seidmostafarazavi.blogfa.com/post/14</link>
<description>ز خون دیده خاک سینه شد گل به سوز شعله عشق تو شد دل طریق راهت اول بود آسان چو خار آمد به ره افتاد مشکل عطایت وصل بودی روز اول که آدم بین ما افکند حائل یکی دریا ز اشک دیده سازم در آن ، دل کشتی و باشی تو ساحل دو چشمم جای پای عاشقان کن که خاک کوی تو آورده واصل محبا خانه دل گشته ویران مشو از گنج در ویرانه غافل شاعر:محمد جواد محب زاده ی بهابادی</description>
<pubDate>Wed, 27 Mar 2013 11:01:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>seidmostafarazavi</dc:creator>
<guid>seidmostafarazavi.blogfa.com/post/14</guid>
</item>
<item>
<title>دادار عشق</title>
<link>https://seidmostafarazavi.blogfa.com/post/13</link>
<description>باعرض سلام وخسته نباشید خدمت همه ی دوستان وشاعران عزیز اومدم بگم که اولاببخشید که تو این چند سال نتونستم به وبتون سر بزنم وبرای شعرهای زیبایتون نظر بدم (امیدوارم که جبرانشون کنم)دومامعذرت خواهی ازشما به دلیل اینکه نتونستم وبم را بروزرسانی کنم. امیدوارم با خوندن این شعر از خودم (درست میخونیداز سید مصطفی رضوی)کاس تی های گذشته را تونسته باشم تا حدودی جبران کرده باشم.تقدیم به شما: ((دردبیماران دوا داردمگر بیمارعشق)) نغمه ی یاحق نشیندبردل غمخوارعشق ((هربنایی</description>
<pubDate>Wed, 06 Mar 2013 09:52:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>seidmostafarazavi</dc:creator>
<guid>seidmostafarazavi.blogfa.com/post/13</guid>
</item>
<item>
<title>بیمار عشق</title>
<link>https://seidmostafarazavi.blogfa.com/post/12</link>
<description>باعرض سلام خدمت شما دوستای عزیز امیدوارم ازخواندن این شعر لذت ببرید: درد بیماران دوا دارد مگر بیمار عشق چشم هرکس خواب می بیندمگر بیدار عشق هر بنایی عاقبت با خاک یکسان می شود غم مخور ای آنکه هستی در بر دیوار عشق ای که می خواهی بدانی سوزش جانم زچیست آتشین شد سینه ام از گرمی گفتار عشق نیست من را پیشه ای جز اینکه در شهر صفا می کنم سودای دل در گوشه بازار عشق بلبل دل روی می گرداند از سیمای گل او گل بی خار را می خواهد از گلزار عشق یا غیاث المستغیثین ای محب قلب ها</description>
<pubDate>Fri, 01 Feb 2013 17:04:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>seidmostafarazavi</dc:creator>
<guid>seidmostafarazavi.blogfa.com/post/12</guid>
</item>
<item>
<title>دیدار رضا (ع)</title>
<link>https://seidmostafarazavi.blogfa.com/post/3</link>
<description>دل من شوق زیارت کرده است شوق آن کوی وعبادت کرده است شوق آن صحن و کبوترهای تو شوق گنبد مرقد زیبای تو ای رضا من در شب میلاد تو بسته دل بر پنجره فولاد تو ای رئوف شهر مشهد ای رضا دیده ای بر ما بینداز از قضا تا بیایم در جوار رحمتت هم زیارت هم دعای حجتت ضامن آهو شدی تو یا رضا ضامن ما هم بشو روز جزا پس رضا کن این دلم را یا رضا تا زنم پر سردر صحن و سرا سید مصطفی رضوی</description>
<pubDate>Sun, 18 Nov 2012 19:38:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>seidmostafarazavi</dc:creator>
<guid>seidmostafarazavi.blogfa.com/post/3</guid>
</item>
<item>
<title>آتش عشق</title>
<link>https://seidmostafarazavi.blogfa.com/post/11</link>
<description>(فصل خزان عشق را باور ندارم) جز وصل تو انديشه ای در سر ندارم از آتش عشقت دلم آتشفشان است جز زهر هجرت اندر اين ساغر ندارم باد صبا آمد مرا از خويشتن برد با تو هواي خوشتری در سر ندارم شمع وجودم را اگر پروانه ای نيست خورشيد عشقم ، ‌درد خاكستر ندارم شعر و غزل هايم همه آتش گرفتند افسانه ای جز تو در اين دفتر ندارم روزي كه ميل پرزدن سوی توكردم من تازه فهميدم كه بال و پر ندارم جان و دلم را آتش عشق تو سوزاند در راه عشقت ،‌تحفه ای جز سر ندارم سید مصطفی رضوی باعرض</description>
<pubDate>Tue, 16 Oct 2012 13:34:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>seidmostafarazavi</dc:creator>
<guid>seidmostafarazavi.blogfa.com/post/11</guid>
</item>
<item>
<title>نوروز</title>
<link>https://seidmostafarazavi.blogfa.com/post/5</link>
<description>باعرض سلام وخسته نباشید خدمت همه ی شعر دوستان عزیز پیشاپیش فرارسیدن عید نوروز رابه همه ی شماعزیزان تبریک عرض مینمایم هدیه به شما: سال پس بگذشته و نو آمده هر طرف آوای برنو آمده دیده مردم به هم روشن شده دشت و صحرا خرّم و گلشن شده بلبل و گل بر درختان آمده شادمانی سوی بستان آمده دامن صحرا پر از گلها شده چشم گلها سوی دنیا وا شده شور و شادی و شعف باز آمده برچرا آهوی اهواز آمده چهره گیتی معطر گشته است پر ز بوی عطر و عنبر گشته است شوق دیدار رخش افزون شده دشتها از</description>
<pubDate>Sat, 13 Oct 2012 19:47:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>seidmostafarazavi</dc:creator>
<guid>seidmostafarazavi.blogfa.com/post/5</guid>
</item>
<item>
<title>عتاب عشق</title>
<link>https://seidmostafarazavi.blogfa.com/post/26</link>
<description>فالی ز وصل مجو در کتاب عشق ای دل نهاده به وصل سراب عشق با نیم شب دعا ره وصلت نمی دهند خورشید پرتویست ز تیر شهاب عشق با مدعی مگو سخن از سر عاشقی مستی ز می کجا و مست شراب عشق دریای عشق را ساحل وصلی کنار نیست ای دل شکسته ز موج عتاب عشق دوش از نسیم خبر آمد ز شهر وصل سرها خموش فتاده در آن بر طناب عشق عاشق به راه عشق به امید زنده است کم کن سخن محب ، ز درد و عذاب عشق شاعر:محمد جواد محب زاده بهابادی</description>
<pubDate>Sat, 15 Sep 2012 13:32:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>seidmostafarazavi</dc:creator>
<guid>seidmostafarazavi.blogfa.com/post/26</guid>
</item>
<item>
<title>یوسف گمگشته(سیمرغ)</title>
<link>https://seidmostafarazavi.blogfa.com/post/25</link>
<description>بلبل افسرده باز آید بهاران غم مخور طی شود ایام سرد و فصل باران غم مخور روز هجرانت سرآید با غزالان غم مخور «یوسف گمگشته بازآید به کنعان غم مخور کلبه‌ی احزان شود روزی گلستان غم مخور» گر به سویت آمدم جانا تو راهم سد مکن خواهشی دارم تو بشنو خواهشم را رد مکن غصه‌های این دل دیوانه را بی حد مکن «ای دل غمدیده حالت به شود دل بد مکن وین سر شوریده بازآید به سامان غم مخور» سر به حال سجده می دارم اگر آن یار من لحظه ای بنشیند و با من دمی گوید سخن روزها را روزه می دارم</description>
<pubDate>Sat, 15 Sep 2012 13:11:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>seidmostafarazavi</dc:creator>
<guid>seidmostafarazavi.blogfa.com/post/25</guid>
</item>
</channel>
</rss>
