بی وفایی
یکی عاشق زدل میزد نوایی
که یار من بگو امشب کجایی
ز درد دوریت جانم حزین شد
امان از بیوفایی بیوفایی
ز یادت یادم امشب رفته باشد
که دردم را نمی جویم دوایی
نمی دانم ولی شاید که بسته
یکی حلقه به دربت آشنایی
ندا آمد از این سودا حذر کن
مجو در کار معشوقان وفایی
بدان معشوق دل دیوانه تو
ندارد در دلش عشق و صفایی
طبیب عاشقان با تو نگفته
نباشد درد عاشق را دوایی
بهار عاشقان امشب خزان شد
از این آشفته بازار جدایی
سید مصطفی رضوی
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()