به هم میریزد
سینه در حسرت دلدار به هم می ریزد***دیده با یاد رخ یار به هم می ریزد
روزگاریست که آهنگ دلم رفته زیاد *** نای نی با نت گیتار به هم می ریزد
نام تو قافیه ام بود ولیکن افسوس *** قافیه در غزل انگار به هم می ریزد
رمضان است و لبم از عطش روی تو خشک *** گفته ای وعده افطار به هم می ریزد؟
پیشه ام رسم رخ هندسی ماه تو بود *** نور در صفحه زنگار به هم می ریزد
بازی عشق تو در دامنه عقل نبود*** خون حلاج سر داربه هم می ریزد
((سیدا))تکیه بر این عشق ندارد سودی *** عاقبت وعده دیدار به هم می ریزد
سید مصطفی رضوی
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد ۱۳۹۲ ساعت ۲:۱۲ ب.ظ توسط سید مصطفی رضوی
|