سینه در حسرت دلدار به هم می ریزد***دیده با یاد رخ یار به هم می ریزد

 

روزگاریست که آهنگ دلم رفته زیاد *** نای نی با نت گیتار به هم می ریزد

 

نام تو قافیه ام بود ولیکن افسوس *** قافیه در غزل انگار به هم می ریزد

 

رمضان است و لبم از عطش روی تو خشک *** گفته ای وعده افطار به هم می ریزد؟

 

پیشه ام رسم رخ هندسی ماه تو بود *** نور در صفحه زنگار به هم می ریزد

 

بازی عشق تو در دامنه عقل نبود*** خون حلاج سر داربه هم می ریزد

 

((سیدا))تکیه بر این عشق ندارد سودی *** عاقبت وعده دیدار به هم می ریزد

سید مصطفی رضوی